
هر آنكه جانب اهل خدا نگه دارد
خداش در همه حال از بلا نگه دارد
*******************************************
داشتم به زنگي مي كردم ، زندگي مثل يك بازي هست ، مثل يك سريال كه قسمت
به قسمت مي گذره تا تموم بشه.
اگر يك روز مي شد به آينده و گذشته سفر كنيم چقدر جالب بود.
اونوقت شايد خيلي كارها رو انجام مي دادم.
بعضي انسان ها در زمان حال زندگي مي كنند و اين به نظر من خيلي خوب و كاري هست
كه من نمي تونم انجام بدم ، اشتباهاتي كه در گذشته كردم هميشه اين اجازه رو به من
نميده كه بتونم راحت باشم ، راحت فكر كنم و خيلي كارهاي .....
پ.ن : مي ترسم قدمي بردارم چون گذشته تاريكي است و آينده هم مبهم ....

دلا ديوانه شود ديوانگي را دوست ميدارم
دلا آواره شو آوارگي را دوست ميدارم
پ.ن : يكي پرسيد دلنوشت يعني چي ، گفتم : دل + نوشت
پ.ن : نمي دونم از اينكه دانشگاه به خاطر انفولنزا تعطيل است خوشحال باشم يا ناراحت !!!
براي مخاطب خاص
تو با مني من با توام روزي سلامت مي كنم / بر ديده بنشانم تو را رسواي عامت مي كنم

مي خواهم از كارهايي كه مي خواهم انجام بدهم بگويم از فكرهايي كه در سر دارم بنويسم.
هميشه زندگي آن گونه كه مي خواهيد پيش نمي رود ...
پس خودتان را براي هر اتفاقي آماده كنيد.


